تبليغاتX
قهوه خانه عمو اصغر

قهوه خانه عمو اصغر

بفرما چای تازه دم ایرانی

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

            حالا دلم برای شما تنگ می شود

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط عمو اصغر   | 

آدم وقتی یکی رو دوست داره (مخصوصاً اگه قبلاً اینکارو نکرده باشه) دیگه وقت نداره .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط عمو اصغر   | 

یادتان گرامی باد
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط عمو اصغر   | 

روز زن در ایران باستان

 

سپندارمذ پاسبان تو باد / ز خرداد روشن روان تو باد

 

در باورهای ايران قديم پنجمين روز از آخرين ماه سال با نام امشاسپند سپندار مذ يا سپنتا آرميتي فریشته موكل زنان و زمین سپندارمذ پیوند دارد. امشاسپند سپندار مذ که در زمین آبادي و خرمي و پاکي و باروري را مستقر مي‌كند. بدین دلیل می گویند هر کس به کشت و کار و آبادانی بپردازد، امشاسپند سپندارمذ را خوشنود ساخته است. از گذشته دور در اين روز زنان از كارهاي خانه معاف هستند و آيين‌هاي اين روز را برپا مي‌كنند و هديه مي‌گيرند.

 در ايران قديم هر روزي اسم خاصي داشت. برخي از اين اسم روزها با نام ماه‌هاي 12 گانه يكي بود و نام روز در نام ماه تكرار مي‌شد. وقتي كه اسم ماه با اسم روز يكي بود آن روز را جشن مي‌گرفتند. در نتيجه جشن اسفند روز كه پنجمين روز از اسفند ماه است به نام جشن اسفندگان نامگذاري بود. اسفند ماه و روز سپندارمز متعلق و به نام امشاسپند و فرشته موكل زن و زمين سپنتا آرميتي بوده است. ايزدبانويي كهن كه در آيين زرتشتي ظهور كرد و تبديل به يكي از امشاسپندان شد. سپندارمز موكل زمين و زن خوب است. به همين علت روزي را كه منصوب به او بوده به نام سپندار مذ است جشن زنان برگزار مي شد. 

سپنتا آرميتي شكل مونث كلمه سپنت يا سپنته است معادل امروزي براي اين كلمه ايراني و اوستايي مقدس است. سپنتا آرميتي در پهلوي معناي درست منشي دارد. همه جهان فرزندان سپندارمذ هستند، اما خصوصيت‌هاي اين امشاسپند بيشتر جنبه معنوي و روحاني زنان را دربر مي‌گيرد. در برابر اين امشاسپند ما ارديسور اناهيد يا آناهيتا است كه حالت مادي تر و اساطيري دارد.براساس عقايد ايراني زردشتي زماني كه زن بد و دزد بر روي زمين راه مي‌روند اين امشاسپند آن چنان آزرده مي‌شود كه گويي فرزند مرده در شكم دارد. يكي از صفت‌هايي كه براي او نام مي‌برند « گله اوبار(GELE OBWAR)» است. اوباردن به معناي خوردن و بلعيدن است، يعني او همه گله‌ و شكايت‌ها و رنج‌ها را را به خود مي‌پذيرد، مثل زمين. او مثل زميني است كه هم نياكان را خوراك مي‌دهد، هم بدان را و هر بدي و صدمه‌اي را كه به او زده شود، مي‌پذيرد و شكايت و گله نمي‌كند. ناخرسندي شان نمي‌دهد و رنج‌هاي خود را پنهان مي‌كند و از بدي‌هاي ديگران در مي‌گذرد.

 حالت‌هاي بيشتر و پذيرندگي‌هاي روحاني را براي امشاسپند سپندارمذ ذكر كرده‌اند.
اين امشاسپند چون موكل زن و زمين بود نگهباني از مرزها را نيز بر عهده داشت و همان ايزدي است كه تير را براي آرش آماده كرد تا مرز ايران و توران را دوباره ترسيم كند و تير آرش شيوا تير را تا آن سوي جيحون همراهي كرد. فردوسي در شاهنامه درباره سپندار مذ مي‌سرايد:

« سپندار مذ پاسبان تو باد / ز خرداد روشن روان تو باد»


تاريخ گرديزي و آثار ابوريحان بيروني توضيحات بيشتري درباره آيين‌هاي اين روز آورده‌اند. اين‌ منابع از آن به عنوان روز مزدگيران نام‌ برده‌اند. روزي كه جشن به زنان اختصاص داشت و در اين روز زنان از افراد خانواده هديه مي‌گرفتند. البته رسم جشن گرفتن براي بزرگداشت زنان هنوز هم در برخي از نقاط نقاط پراكندو ودر بين مردم عادي و در جامعه سنتي و برخي از دهات وجود دارد. در برخي از جاها حتي در يك روز زنان به حكومت مي‌رسند. به‌هر حال اين آداب رسوم از گذشته برجاي مانده است.
در اين روز آن بخشي از اوستايي كه هرروز خوانده مي‌شود، را با ذكر نام ايزد موكل آن روز را مي خوانند.  آب آويشن درست مي‌كنند و در محل مخصوص عبادت در خانه بامداد گل مي‌گذارند و و اوستا خواني مي‌كنند و بوي خوش يعني اسفند و كندر در آتش مي‌گذارند و براي زن‌ها هديه هم مي‌گرفتند. در اين روز زنان در خانه كار نمي‌كردند و مردان به جاي آن‌ها كارهاي خانه را انجام مي‌دادند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط عمو اصغر   | 

گوید جاماسپی بیتاش                      جاماسپ فرزانه  گوید

Gouyad jamaspi bitash

او وَه اَچ مات نزات                         آن به که از مادر نزاد

Oo vah ach maat nazat

اَیوپ چون اچ مات زاد، مُرد              یا (انکه) چون زاده شد بمرد

Ayoup chon ach maat zat, mord

ایوپ اچ اَپِِِِِرنایی                             یا انکه به جوانی نرسید

Ayoup ach apernayi

کَیهِ او پتمان نی رسید                     که او جوانمرگ شد

Kayeh oo petman ni rasid

فرتاک این سم پت کوبند                   فردا آنها به هم خواهند تاخت

Fertak in sam pat kouband

تَک پو تَک اُد وُراژ پو وُراژ              دلیر بر دلیر و شجاع بر شجاع

Tak pou tak od vorazh pou vorazh

وَس مات اپاک پوهَر اَپی پوهَر           بسا مادرانی که بی پسر می شوند

Vas maat apaak  pouhar api pouhar

وس پوهر اَپی اَپیتِر                        بسا فرزندانی که بی پدر می شوند

Vas pouhar api apiter

وس اپیتر اپی پُس                          بسا پدرانی که بی پسر می شوند

Vas apiter api pos

وس بُرات اپی برات                        بسا برادرانی که بی برادر می شوند

Vas boraat api boraat

اد وس کنی شوی مند                     و بسا زنان همسر داری

Od vas kani shoymand

کی شای اپی شوی بوند                   که بی همسر می شوند

Ki shay api shoy bovand

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 11:26 بعد از ظهر  توسط عمو اصغر   | 

و آواز دادند که سنگ دهید، هیچ کس دست به سنگ نمیکرد و همه زار زار می گریستند خاصه نشابوریان . پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند ، و مرد خود مرده بود که جلادش رسن بگلو افکنده بود و خبه کرده. این است حسنک وزیر و روزگارش. و گفتارش رحمه الله علیه، این بود که گفتی مرا دعای نشابوریان بسازد و نساخت! ..... احمق مردا که دل درین دنیا بندد که نعمتی دهد و زشت بستاند. ..... و مادر حسنک زنی بود سخت جگر آور، چنان شنودم که دوسه ماه ازو این حدیث نهان داشتند ، چو بشنید ، جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست به درد ، چنان که حاضران از درد وی خون گریستند ، پس گفت : بزرگا مردا که این پسرم بود!  که پادشاهی چو محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چو مسعود آن جهان .

 

و بزرگا که ما هستیم که می نویسیم که یاد شماییم به نیکی، باشد که یادمان کنید به خرسندی!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/04ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط عمو اصغر   | 

مرده هم فکر قیامت دارد

آرمیدن چقدر دشوار است

بیدل دهلوی - قرن ۱۱

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/10ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط عمو اصغر   |